یادبود افتتاح تأسیسات آب تهران

یادبود افتتاح تأسیسات آب تهران: روایتی از «رنج مضاعف» ساختن در این دیار

«ماهیانه تا آخر مرداد ده میلیون ریال… هیچگونه تعهد جدیدی صورت نگیرد… با وضع کنونی بانک ملی ایران به هیچ وجه قادر نخواهد بود تسهیلات بیشتری بدهد…» این جملات، گوشه‌ای از مکاتبات اداری پرونده‌ای است که روزگاری دسترسی به آن محدود بود. این سند، روایتگر هجده سال تلاش (۱۳15 تا ۱۳۳۳) برای آوردن آب لوله‌کشی به تهران است؛ تلاشی که در پس هر برگ آن، خون جگر مردانی نهفته است که روز و شب را یکی کردند.

تهرانِ آن روزگار با جوی‌های روباز و آلوده سیراب می‌شد. ایده لوله‌کشی از سال ۱۳۱۵ جدی می‌شود، اما هر بار درگیر سؤال‌های بی‌پایان می‌شود: لوله‌ها فولادی باشد یا چدنی؟ کمپانی چطور؟ آلمانی یا فرانسوی؟ وام بانکی یا سرمایه‌گذاری خصوصی؟ به گفته یکی از مدیران وقت: «..هیچ‌کس در شرکت لوله‌کشی اختیاری ندارد و لذا هیچ‌کس مسئولیتی قبول نمی‌کند و اتخاذ یک تصمیم کوچک محتاج تشکیل چندین کمیسیون است..» این جمله هشتاد سال پیش نوشته شده، اما گویی حکایت همین امروز است! جنگ جهانی دوم کار را تعطیل می‌کند. دولت انگلیس تحویل لوله‌ها را ممنوع می‌کند، ارز دولتی قطع می‌شود و مدیران ناچار می‌شوند لوله را با نرخ آزاد و گاهی ده برابر قیمت بخرند. در اوج بحران، مدیرکل برای خرید لوله راهی اروپا می‌شود، اما در همین هنگام، رقبای سیاسی او در تهران به روزنامه‌ها می‌گویند: «خیابان‌هایی که لوله‌کشی شده باید دوباره خراب شود!»، بانک ملی می‌گوید پول نداریم، وزارت دارایی می‌گوید مجوز نداریم، مجلس تعطیل است و گهگاهی تشکیل می‌شود، اما کاری از پیش نمی‌برد!.. یادبود افتتاح تأسیسات آب تهران حکایت‌گر پروژه‌ای است که هرگز نتوانست مسیری منطقی و قابل پیش‌بینی را طی کند. نه به دلیل نبود دانش فنی، بلکه به خاطر تلاطم‌های خارج از کنترل: جنگ، تحریم، جهش قیمت فولاد و سیمان، نوسان ارز، تغییر مکرر دولت، و حتی کارشکنی‌های سیاسی داخلی. شهرداری برای تملک زمین‌های مورد نیاز به بهای عادلانه، ناچار به استفاده از اهرم تعیین «حریم شهر» می‌شود؛ چرا که تجربه افزایش سرسام‌آور هزینه تجهیزات در میانه پروژه، نشان داده بود که هر تأمین‌کننده‌ای می‌تواند از نیاز ضروری پروژه سوءاستفاده کند.. سرانجام در ۴ آبان ۱۳۳4 نخستین انشعاب آب خانگی در تهران باز می‌شود.

 این داستان فقط یک روایت تاریخی نیست؛ مشتی است نمونه خروار از قاعده تکراریِ «ساختن با رنج مضاعف» در این دیار. چه لوله‌کشی آب باشد، چه سد کرج، چه متروی تهران یا خطوط انتقال آب به فلات مرکزی! – الگو یکی است: پروژه‌ای که روی کاغذ شدنی است، در عمل با لایه‌های متعدد موانع– بوروکراسی فلج‌کننده، سیاست‌بازی‌های داخلی، تلاطم‌های ارزی و فشارهای خارجی – سال‌ها معطل می‌ماند و با هزینه‌ای چند برابر به سرانجام می‌رسد.

این سند را اندیشکده تدبیر آب ایران از بایگانی کتابخانه ملی خارج کرده و در اختیار پژوهشگران قرار داده است. این سند گواهی است از تجربه دیروز تا دریابیم زیرساخت امروز با چه دشواری‌هایی فراهم گشته و هشداری است برای فردا: تا ساختار تصمیم‌گیری تغییر نکند، محکوم به تکرار این «رنج مضاعف»  خواهیم بود.

 

عنوان دانلودها بازدید ها
آب تهران 36 36

فرم ثبت نظرات

نام
ایمیل
متن
متن