فصلنامه "گفت و گوی آب"::شماره 7

بی‌توجهی به بحران آب و چشم بستن بر اهمیت و جایگاه حیاتی منابع پایدار آب در انتظام امور مختلف کشور، می‌تواند آثار مخرب و جبران‌ناپذیری بر جای گذارد. تخلیه بی‌رویه منابع آبی که در طول صدها هزارسال در عمق آبخوان‌های کشور ذخیره شده بود، مشکلات رو به گسترش فاضلاب‌های شهری، آلودگی آب‌ها و سواحل، خشک شدن دریاچة ارومیه واغلب تالاب‌ها و کاهش چشم‌گیر آب در رودهای  کارون و ارس و زاینده‌رود، حاصل شکاف‌های عمیق و از دست رفتن توازن و تعادل در روابط و مناسبات انسانی و محیطی است.

 با هجوم تجدد و ورود خواسته و ناخواسته امواج مدرنیته به درون جامعه ایرانی، رشد جمعیت و شهرنشینی و توسعه صنایع و استفاده بی‌رویه  از انواع فناوری‌ها و پیاده کردن اقسام پروژه‌های نوسازی و توسعه زیرساخت‌ها، سیر منطقی و تاریخی نظام‌های فکری و فرهنگی متوقف و معاش سنتی ایرانی رو به فرسایش و زوال رفته و سازوکارهای انسجام دهنده سنتی و هماهنگی پیشین کارآمدی خود را از دست داده‌اند و نظام تدبیر جدید و قابلی هنوز نتوانسته است با این امواج مقابله کند. جامعه ایرانی در هر زمینه‌ای و بویژه در زمینه مدیریت و حکمرانی آب نیازمند به ابداع و ایجاد ظرفیت‌ها و نظام تدبیر جدید و درون‌زایی است تا بتواند شکاف‌های ایجاد شده را ترمیم یا مرتفع و عدم تعادل و توازن امور را در حد امکان مدیریت کند.

امروزه علی‌رغم بروز آثار و عوارض ناشی از بحران آب در حوزة محیط‌ زیست انسانی و طبیعی و حتی فضای اجتماعی (مثلاً بوجود آمدن اختلافات و مناقشات محلی و منطقه‌ای در برخی از استانهای کشور)، هنوز توجه، حساسیت و دغدغه‌مندی لازم در میان عموم مردم و حتی کارشناسان و سیاستگزاران آنگونه که باید پدید نیامده است.

در هفتمین شماره فصلنامه "گفت و گوی آب" تلاش شده است در بخش اول به وضعیت باور عمومی به بحرانی بودن آب نگاهی و وضعیت عمومی نگاه به آب توجه شود. در بخش دوم جریان‌های جهانی در حوزه آب و محیط‌زیست و تجربه مرد آبی، ابتکاری از هند آورده می شود. بخش سوم این فصلنامه هم به بیان اقدامات اندیشکده خواهد پرداخت.

عنوان دانلودها
0 190

فرم ثبت نظرات

نام
ایمیل
متن
متن